NeoMinds.Org
 

صفحه اول - آرشيو - جستجو - تماس

 
یکشنبه 2 تیرماه 1387 او خود درد است و تو دردسری تازه

این روزا وقتی یکی به آدم میگه قدر جوونیتو بدون" فشار بده "آدم چهار ستون بدنش میلرزه که یا حضرت فیل اگه این جوونیه و دوران پیری از این بد تره پس من برای چی تو این این خفن شهر که معلوم نیست آدماش از کدوم نون دونی نون در میارن که دویست ملیون ماشین میخرن و میارن تو ترافیک پارکش میکنن ، زنده هستم ؟!

جالب اینجاست که بچه های این عزیزان که در تهران ماشینی هم قیمت "کل دارایی هر خانواده از قشرمتوسط شهر" میرونن همه از دم مارکسیستن.! و طرفدار عدالت اجتماعی نیزهستن ، و در این راه هم تزویر نمی کنند. چرا که من به چشم خود دیدم که برای برقراری عدالت اجتماعی در زمان انتخابات به ماشین خود عکس آقای احمدی نژاد رو چسبونده بودن و برای ایشون و در واقع هدف ایشون که عدالت اجتماعی بود شعار می دادن و خوب معلوم بود که از کابینه ی تبلیغاتی ایشون هم نبودن و از صمیم قلب دست به این حرکت زده بودند...
حالا همین عزیزان از آقای احمدی نژاد عدالت خواهی می کنند و به ایشون ایراد میگیرن . در حالی که خودتون شاهد هستین که آقای احمدی نژاد هر آنچه از دستش بر می آمد بر کشور کرد.
این عزیزان به جای اینکه از زحمتکشانی مثل رئیس جمهور خرده بگیرن "یک بار" از پدر خود بپرسن که از کجا خرج 60 ترم درس خوندن من درآزاد ، دبی ،هند ، قبرس، آنگولستان و شولکمرستان را در می آوری؟؟؟ اون هم تو این آشفته بازار که اگه " تاید " گرون بشه، بچه ای که از ترس لولو تو جاش جیش کرده کتک می خوره ، و اگه برنج گرون بشه پدر مادرش تصمیم میگیرن "مثل اروپایی ها" شب ها شام سبک بخورن تا اون بچه شاشو گشنه نمونه.
جم کن بساطت رو برادر مارکسیسم من ، این بساط دیگه پوسیده . این رو از من بشنو که همون بچه ام که امروز دست ول رو ریش های کارل مارکس "نیوآرت" خلق می کنم. و تو هنوز پای بساطی که شاید بسط بعدی یه چیزی به ذهنت الهام کنه... تو سر جات زندگی کن و ژست مارکسیسم رو به خودت نگیر که اگر هم به اندازه ی کارل هم ریشت بلند بشه ، باز اون روز من هستم و میام روی ریشت نیو آرت خلق می کنم.

نوشته شده توسط mephistophel | ساعت 1 صبح

 

نظرات ديگران:

trin (آدرس وب | * )

هزاران درود بر قلم ات .


[ شنبه،22 ژوئن 2008 ]


جادوگر (آدرس وب | * )

از درد گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردی است
----
پدر اونهام یکی مثل بعضی دکتر ها تو این روزا مگه کمه دله دزد؟!
یادش بخیر مادر بزرگم همیشه می گفت :
"کاسه ای شکسته ، ماستی ریخته ، جهان گشته به کام کاسه لیسان"


[ یکشنبه،23 ژوئن 2008 ]


Sahar (آدرس وب | * )

اوه چقدر سخت!!!
چه کارایی از من می خوایین؟!؟!؟
راستی یک جاهایی از این متن رو قبول دارم و یک جاهاییش رو نه! البته شما واسه اینکه جلب قبول دیگران رو بکنید چیزی نمی نویسید... به هر حال داره از پایه گندش در میاد... کی می خواد درستش کنه! اینم یک دردسر دیگه!!
آپ هستم
خداوند با شما


[ یکشنبه،23 ژوئن 2008 ]


نام:

آدرس پست الکترونيک:

آدرس وب:

متن نظر:

 



يادداشتهای اخير:

*اطلاعیه*
اسکورسیزی در جاماییکا ، جاماییکا خمار باب مارلی.
او خود درد است و تو دردسری تازه
"×" به سفارش ستاد کاهش تقاضا "×"
سفرنامه طبرستان

آرشيو:

ژوئن 2008 (4)
مه 2008 (6)
آوریل 2008 (5)
ژانویه 2007 (5)
دسامبر 2006 (7)
نوامبر 2006 (10)
اکتبر 2006 (15)
سپتامبر 2006 (13)
اوت 2006 (12)
ژوئیه 2006 (17)
ژوئن 2006 (26)
مه 2006 (13)


جستجو




© copyright 2006 by NeoMinds.org