انسان پوك
انسان پوك پر از اعتماد
نگاه کن که دندانهايش، چگونه وقت جويدن سرود ميخواند
و چشمهايش، چگونه وقت خيره شدن می درند
و او چگونه از کنار درختان خيس ميگذرد:
صبور ،
سنگين،
سرگردان،
در ساعت چهار
در لحظه ای که رشته های آبی رگهايش
مانند مارهای مرده از دو سوی گلوگاهش
بالا خزيده اند
و در شقيقه های منقلبش آن هجای خونين را
تكرار ميكنند
سلام
سلام
در ادامه میتونین یکی از نامه های فروغ به پرویز شاپور رو بخونین...
»»ادامه