| سه شنبه 9 آبانماه 1385 |
نکته |
روشنگری میکردم بزی را چند پیش------ که می پیچید ز درد عشق به خویش
پس از چند برج ماه که یاسین بگفتم به میش------ بر آمد بز که: من می دانم همه پند به خویش
بگفتم به خود چه خر بودمی من گاومیش------که آدم شمردم بز گه به ریش
|
| دوشنبه 8 آبانماه 1385 |
هاشم خر کُش! |
{ساعت سه بعد از ظهر روز شنبه}
تق تق ،
- کیه؟
- باز کنید ..
- شما ؟
- گفتم در رو باز کنید
((خودشونن حتما دنبال من هستن ، عجب غلطی کردم ، خدا...))
- با کی کار دارین؟
»»ادامه
|
| یکشنبه 7 آبانماه 1385 |
وبلاگستان با داستان نویسانی جوان |
خلاصه نوشته :
وبگری من در وبلاگ های اطراف ، صحنه نمایش Online ، و تحدید ها ...
امشب داشتم در وبلاگستان می چرخیدم ، خیلی وقت بود که به جایی سر نزده بودم تصمیم گرفتم از همین لینک هایی که می توانم در نظر ها پیدا کنم راه را روشن تر کنم و پیش به سوی یک وبگردی بروم که سال ها است آن را فراموش کرده ام روی یک لینک کلیک کردم و دوبار کلیک کردم و حدود 6 ساعتی در دنیای وبلاگ ها می چرخیدم و می خواندم هدفم این بود که ببینم بین این وبلاگستان با هزاران وبلاگ و بیشتر چه تفاوتی با وبلاگستان اوایل دهه 80 است ...
قسمتی بزرگی از وبلاگستان تبدیل شده است به صحنه نمایش Online که سناریو های مختلفی در آن خلق می شود ، هر چه بیشتر بتوانی جامعه اطرافت را مسخره کنی امتیاز بیشتری می گیری ... هر چه از کلمات رکیک تر استفاده کنی به کامنت های بیشتری می رسی ... اگر از نظرات فروید و نیچه بنویسی و به خاطر متفاوفت بودن بعضی از نظرات ارزشمند این فراد بر روی ان ها مانور دهی نویسنده به حساب می آیی... البته من هم می دانم قرار نیست هر یک از این وبلاگ ها در آخر خروجی مانند آثار برتر کلاسیک جهان یا داستان های کوتاه داشته باشند . اما اشاره مکرر به ت.ج.ا.و.ز و مسائلی از این قبیل و خود را در دنیای مجازی وارونه جلوه دادن می تواند دردسر ساز هم باشد... ولی من دلیل این گونه نوشتن را در جامعه می بینم جامعه ای که بسته است و فرد را مجبور می کند به جای انتقال این افکار در دنیای واقعی و گرفتن نظرات از انسان های اطراف یا حتی با بررسی آن در یک محیط آکادمیک ، اینگونه آنها را بایت به بایت در دنیای مجازی فریاد کند تا قسمتی از این کمبود ها پر شوند .
نمی توانند نویسندگان این وبلاگ ها به این اشاره کنند که ما برای خودمان می نویسیم زیرا اگر اینگونه باشد می توانند بر روی کامپیوتر خودشان بنویسند و پیش بروند .....
»»ادامه
|
| جمعه 5 آبانماه 1385 |
Month Of kernel Bugs |
نمی دونم یادتو هست که بچه های Metasplot Project به همراه HD moore در طی یک ماه شروع به انتشار مشکلات امنیتی در مرورگر ها کردند و کلی برای خودشون خبر ساز شدن ! حالا مثل اینکه در ماه نوامبر نوبت به مشکلات Kernel میرسه باید صبر کنیم و ببینیم آیا اخبار و خروجی های این تحقییقات هم هیجان انگیز هستند یا نه !
منبع :
http://www.darkreading.com/blog.asp?blog_sectionid=342&WT.svl=blogger1_1
|
| پنجشنبه 4 آبانماه 1385 |
تو هم یه روز از شاخه کنده میشی , کثافت وجودت رو می پوشونه... |
|
| سه شنبه 2 آبانماه 1385 |
صبحانه ! |
نمی دونم شما هم مثل من شايد عادت نداشته باشيد صبحانه زیاد بخورید ... یا به علت کمبود وقت دنبال یک چیز جمع و جور هستيد برای صبحانه یک محصول خوب که من کشف کردم کورن فلکس تک ماکرون هستش که انگار تحت لیسانی یک کارخانه آلمانی توليد میشه اگه هنوز به کورن فلکس بروشتوک پایبندین زمان برای تغِِيير فرا رسیده !
سه نوع هم داره شکلاتی ، ساده ، شکری من نوع شکلاتی شو پیشنهاد می کنم با کمی عسل و یک موز خورد شده ! صبحاته شما آماده است !
»»ادامه
|
| جمعه 28 مهرماه 1385 |
سایه افکندی بر آن ((پایان)) و دانستم... |
|
| پنجشنبه 27 مهرماه 1385 |
قسم به خون |
((گابریل ، می تونی یک راز رو نگه داری؟))
((معلومه.))
((به خون قسم می خوری؟))
((ببین گارسی...))
((آهان ، "دکتر" یادم رفته بود . از وقتی که از خونه رفتی، دیگه راه و رسم زندگیت خیلی بهتر از ما شده .))
گابریل آهی کشید و دستش را دراز کرد.وقتی تیغ چاغوی برادرش سرخ شد ناله ای کرد و چهره در هم کشید.
((خب رازت چیه؟))
خون بین انگشت شست هر دو جریان یافت .
((گابریل می دونی ، من ایدز گرفته ام، رفیق.))
|
| پنجشنبه 27 مهرماه 1385 |
شروع فتوبلاگ ! |
برای دیدن عکس های دیگر کلیک کنید !:) »»ادامه
|
| چهارشنبه 26 مهرماه 1385 |
برگشت از مسافرت ! |
خوب بعد از گذشته یک هفته خودم دوباره پست میگذارم ! نبودم و تازه امشب برگشتم می بینم کو چه خیس و تمیزه و هوا خوب خنک شده . شما چی کار کردین با فصل جدید تونستيد خوب ارتباط برقرار کنید یا نه ؟!
نکته ماه :
تا دیروز دخترک یا پسرک ( دختر یا پسر کوچک! ) سریال Friends و برنامه های دنباله دار Oprah می دید ! حالا این روزها در مورد چشم برزخی و کتاب شفا دهنده صحبت می کند ! این مردم برای همین دوست داشتنی هستن ! سلیقه هایی با این بازه گسترده آدم را به شک می اندازد که این دوستان را به یک چای دبش در یکی از کافه های مثلا میدان شاپور دعوت کند یا به یک قهوه سر پایی در استار باکس !
به کسی بر نخوره !
خبر ماه :
به زودی در این وبلاگ عکس هایی به صورت نیمه فتو بلاگی توسط خودم منتشر میشه ! گرچه شايد جرفه ای نباشه اما زیادم هم بد نیست ! خودم که دوست دارم !
|
| یکشنبه 16 مهرماه 1385 |
بدون شرح ! |

http://blogs.securiteam.com/index.php/archives/663
|
| شنبه 15 مهرماه 1385 |
تولدت مبارک |
سهراب سپهری در تاريخ پانزدهم مهر ماه 1307 در خانواده ای که اهل شعر، نقاشی، منبت کاری و ديگر رشته های هنری بود، زاده شد. کودکی و نوجوانی او به مطالعه، بازی در طبيعت، شکار و نواختن موسيقی گذشت. سهراب تا پانزده سالگی خود را در شهر کاشان گذراند و در نقاشی ها و اشعار او تاثير اين دوران و تاثير طبيعت و گياهان را می بينيم.
از سهراب
مرگ رنگ :
رنگي كنار شب
بي حرف مرده است
مرغي سياه آمده از راه هاي دور
»»ادامه
|
| شنبه 15 مهرماه 1385 |
اشرف مخلوقات |
می گوید --------------------------------------------------------------
من اشرف مخلوقاتم -------------------------------------------------
---------------- موجودی ----------------------------------------------
-------------------- روی دو پا -----------------------------------------
------------------------ مغروری که -----------------------------------
می کشد -------------------------------------------------------------
------ می دزدد -------------------------------------------------------
---------- تنفر چشمانش را کو ر -------------------------------------
----------------------------- و حسادت -------------------------------
-- دستانش را خنجری می کند از پشت ----------------------------
»»ادامه
|
| سه شنبه 11 مهرماه 1385 |
هایکو |
هایکو گونه ای از شعر کوتاه ژاپنی است و از طبيعت الهام میگیرد که در سه سطر سروده میشود
و به توصیف یا مجسم ساختن یک تصویر زنده یا بی جان ("در بیشتر هایکو ها سوژه جاندار است")می پردازد؛
يعني فرد سعي ميكند تا با هايكوي خوديك صحنه را براي مخاطب تصویر کند.
وزن هايكو در هایکو های ژاپنی به این شرح است:
سطر اول پنج هجا، سطر دوم هفت هجا و سطر سوم پنج هجا.
البته اين وزن در ترجمه ي هايكوهاي ژاپني و همچنين در هايكوهايي كه به زبانهاي ديگر سروده ميشوند،
دست خوش تغییر نیز میشود.
در واقع خيلي از شاعران به دليل ويژگيهاي احساسی هايكو، آنرا با توجه به قواعدش، به زبان خودشان مي سرايند.
در ادامه میتونین چند هایکو از توماس ترانسترومر بخونین... »»ادامه
|
| دوشنبه 10 مهرماه 1385 |
ژان ژاک روسو ، تفکرات تنهایی |
گاهی اوقات فکر میکنی تنهایی ولی خوندن چند سطر از یه کتاب از تنهایی درت میاره ،
مخصوصا وقتی که حس نزدیکی نسبت به نویسنده پیدا میکنی...
مختصری از زندگی ژان ژاک روسو به نقل از کتاب " تفکرات تنهایی" .

|